سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
شادیهای کوچک یک خانم خونه دار
صفحه نخست        عناوین مطالب          نقشه سایت              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

یک صبح اردیبهشتی بارونی ..... صدای گنجشکهایی که براشون نون ریختم و دارن جیک جیک میکنن .....

ودلشوره های بی کلام من برای امتحانات بچه هام....




موضوع مطلب :

          
جمعه 95 اردیبهشت 31 :: 6:54 صبح

سلام به  به امروز ....... روز خوبی باید باشد ..... نه اینکه نگرانی نداشته باشم  ,   اما  سعی میکنم که به همه انها مسلط باشم .

یک زن شاد ,  زنی نیست که ناراحتی  نداشته باشد ,  فقط کافیست که نگذارم امیدم را از دستم بگیرد .... همین .

 

خدایا  .... ای تنها امید من.... همه نگرانی هایم  ,  همه دلهره هایم  را به تو می سپارم  تا به جایش  اطمینان  و امید در دستهایم بگذاری .

 

من یک زن شادم ...... با نیرویی عظیم در دستهایم و قلبی مهربان ,   که از مهربانی خدایم پر شده .




موضوع مطلب :

          
شنبه 94 مهر 18 :: 9:0 صبح

هر چقدر که سنم بالاتر میرود .... بیشتر احساس میکنم که همه شادی های کوچک وبزرگم ..... همه احساس های خوبم به زندگی .... در گرو خواست و مشیت خداست .

اگر مثل ادمهای بی دین فکر می کردم.....چقدر  زندگی جای وحشتناکی بود و من چه قدر بی پناه بودم و تنها .....

هرچه قدر که سنم بالاتر می رود ...... بی پناهیم بیشتر نمایان می شود و من محتاج تر به خدایم ....




موضوع مطلب :

          
جمعه 94 مرداد 23 :: 9:40 صبح

گاهی اوقات که خیلی خسته ام .......  گاهی که دنیام سیاه وسفید میشه ....گاهی که دلم گرفته و دلتنگم نمی دونم چه طور ارومش کنم , می رم رو تختم دراز میکشم و چشمهامو میبندم .

می رم سفر .... به کنج دلم ..... یه جای سرسبز وقشنگ که ساحل زیبایی داره نسیم ملایمی هم می وزه  و من می بینم اونی که دلم براش تنگ شده , اومده و لبخند می زنه .

گاهی هم می رم یه گوشه دیگه دلم و چیزها  و ادمهایی  رو میبینم که به من ارامش میدن و می دونم که بی ریا دوستم دارند .

نوازشم میکنند  بهم میگن که دوستم دارند  نگاهم میکنند  و من احساسشان میکنم .

گاهی هم اتفاقاتی رو مرور میکنم که دیگه برام تکرار نمی شوند  .

اون وقت اروم میشم   و کمی میخوابم .... بعد که چشمامو باز میکنم  انگار دنیام رنگی تر شده  و  سعی میکنم سیاهی رو نبینم تا پاک بشه .

 

حالا دیگه شما هم می دونین کنج دلم چه خبره !




موضوع مطلب : دل, احساس, عشق, خیال

          
شنبه 94 فروردین 15 :: 11:33 صبح

سلام به امروز .... سلام به شادی

امیدوارم شاد شاد باشید .... دنیای امروزه ما بیشتر از هر چیز به شادی و ادم های شاد نیاز دارد

از خود و دنیایتان لبخند و صدای شادیتان را دریغ نکنید

همه چیز درست میشود  ...... قبلا هم شده .... بعدا هم خواهد شد .... ایمان داشته باش .




موضوع مطلب : شادی, لبخند, ایمان

          
چهارشنبه 93 اسفند 6 :: 11:2 صبح

بچه هایم در حال امتحان دادن هستند , من هم در خانه به فکر انها . وقتی هم که در خانه هستند  , تمام فکرم راحتی انهاست که خوب درس بخوانند . وقتی هم که با مادرهای بچه های دیگر صحبت می کنیم باز هم همه صحبتها در مورد بچه هایمان است .

انگار بچه ها همه زندگی مرا پر کرده اند ,  پر از شیرینی ,  یک شیرینی دلخواسته . الان هم که به مدرسه رفته اند دلم برای بوسیدنشان تنگ شده .دلم میخواهد زودتر مدرسه تعطیل شود و به خانه بیایند و برایم از درس ها از دوستانشان واز دبیرهایشان بگویند. از نمره هایشان بگویند واز اینکه چه کسی بهترین نمره شده  .با یاد همه اینها لبخندی روی لبانم می نشیند .

برای امروز قرمه سبزی پخته ام و میدانم که خوشحال می شوند . دخترم که حتما یک " اخ جون "بلند می گوید و پسرم هم با خودداری فقط لبخند می زند ولی حسابی میخورد.

همیشه یکی از مهم ترین  دعاهای من این بوده که طعم خوش زندگی را بچشم ,  وقتی به دور و برم خوب نگاه میکنم طعم قشنگ زندگی رو میتونم توی همه چیز ببینم . همه میتونیم ببینیم فقط کافیه  با عشق نگاه کنیم و دوست داشته باشیم  .

 




موضوع مطلب : زندگی, عشق

          
یکشنبه 93 آبان 25 :: 10:33 صبح

هوای پاییزی قشنگ امروز  دلم را به وجد میاره . چند ساعت پیش به حیاط خونمون رفتم ,  دیدم که باغچه پر از علف هرز شده ,  از اون شبدر های چند پر , قشنگ بودن ولی حسابی شلوغ کرده بودن .  دستکش رو دستم کردم و شروع به تمیز کردن باغچه  کردم  , بعدش هم قیچی باغبونی رو برداشتم و درختچه ها و رز ها رو هرس کردم .   در اخر کمی عقب رفتم و باغچه رو  ورانداز کردم , مرتب وتمیز شده بود کلی کیف کردم . هرچند که ته دلم میخواد شبدر ها زودتر در بیان .البته کمتر از قبل .جالبه که اسمش علف هرز هست ولی باز هم دوستش دارم.

گنجشک ها بالای سرم اواز میخوندند , هنوز هم صدای اونها میاد ......  سرودی خوش از اعماق زندگی ....... این جمله ای بود که اون موقع توی ذهنم نقش بست .






موضوع مطلب : زندگی پاییز

          
شنبه 93 آبان 3 :: 11:20 صبح

پیوندها
لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 1
  • بازدید دیروز: 7
  • کل بازدیدها: 41932
امکانات جانبی