عید امسال برایم پر از شادی های دلخواسته بود , به همین خاطر فکر میکردم که سال خوب و خوشی داشته باشم , اما این طور نبود ........ اتفاقات بد و ناگواری که هیچ گریزی از ان نداشتم , نه حوصله نوشتن و نه حوصله ای برای گفتن فقط دعا و صلوات ..... تا کمی ارام شوم , الان ارام تر هستم و بخشی از گرفتاری هایم هم برطرف شده اما هنوز به خوشحالی نرسیده ام .
هر چه بیشتر از عمرم میگذرد بیشتر به خواست و اراده خدا اعتقاد پیدا میکنم , کافیست بخواهد و یا نخواهد .......
هر روز که میگذرد به خودم دلداری میدهم که پایان همه اینها خوش است , خوب میشود , چون به خدای خودم مطمئنم .
و روزها در گذرند ......
همیشه بعد از ناراحتی هایم چیزی بوده که باعث شده از ته دل بخندم ...... میدانم این بار هم همین طور هست فقط باید صبر کنم .... صبر ....
موضوع مطلب : دلداری, زندگی, توکل